رابطه گرایی در فوتبال و نقش آن در تحولات مدرن تاکتیکی فوتبال

رابطه‌گرایی در فوتبال: فلسفه‌ای نوظهور یا بازگشت به ریشه‌ها؟
مقایسه رابطه‌گرایی و پوزیسیونیسم و نقش آن در تحولات تاکتیکی مدرن

طی پانزده سال گذشته، فضای تاکتیکی فوتبال به شدت به سمت «نظم» گرایش پیدا کرده است. سلطه پوزیسیونیسم (Positional Play)، که توسط مربیانی مانند پپ گواردیولا (Pep Guardiola) محبوب شد، چشم‌انداز تاکتیکی را به سوی یک «بازی شطرنج» سوق داده است. در این سیستم، خلاقیت جای خود را به ساختار داد و ایده‌های مربی مهم‌تر از کیفیت انفرادی بازیکنان تلقی شد.

اما در سال‌های اخیر، یک فلسفه‌ی نوظهور (یا شاید بهتر است بگوییم، بازتعریف شده) در حال ایجاد چالش برای این نظم حاکم است: رابطه‌گرایی (Relationism). این رویکرد به جای تمرکز بر فضاهای از پیش تعیین‌شده، بر روابط و تعاملات بازیکنان تأکید دارد، ساختارهای نوظهوری ایجاد کرده و قدرت تصمیم‌گیری و بداهه‌پردازی را به خود بازیکنان باز می‌گرداند.

پوزیسیونیسم (Positionism): دیکته‌کننده‌ی فضا

پوزیسیونیسم، فلسفه‌ای است که ساختار، فضا و جایگیری دقیق بازیکنان را در اولویت قرار می‌دهد. مربیان این مکتب، مانند ژاوی، توماس توخل، مائوریتزیو ساری و میکل آرتتا، بر حفظ نظم موقعیتی سخت‌گیرانه تأکید دارند.

در پوزیسیونیسم، جایگاه (Position) بر رابطه (Relation) اولویت دارد. ساختار تیمی به بازیکنان این امکان را می‌دهد که بدون نیاز به صرف انرژی ذهنی زیاد، بدانند که هم‌تیمی‌شان در زمان مشخصی در موقعیت خاصی خواهد بود. این کار فرآیند تصمیم‌گیری آن‌ها را خودکارتر می‌سازد. همانطور که جیمی همیلتون (Jamie Hamilton)، مربی تیم زیر ۱۶ سال آیریونایتد و یکی از نظریه‌پردازان اصلی رابطه‌گرایی، توضیح می‌دهد، در این سبک بازی معمولاً به بازیکنان گفته می‌شود: «اول به موقعیت‌های خود بروید و بعد بازی کنید… فضا در اولویت است، بیایید به درستی اشغال کنیم، سپس برویم و بازی کنیم». این ساختارها هستند که تعاملات را ممکن می‌سازند.

خاستگاه رابطه‌گرایی: از بارسلونا تا فلومیننزه

جیمی همیلتون، که خود سال‌ها به مطالعه و پیاده‌سازی پوزیسیونیسم (بازی مالکانه) پرداخته بود، همیشه با یک «کشمکش درونی» روبرو بود: او احساس می‌کرد برای پیاده‌سازی پوزیسیونیسم مجبور است بیش از حد به بازیکنانش دیکته کند.

نقطه عطف برای همیلتون، زمانی بود که او پس از مشاهده روبرتو دی زربی (Roberto De Zerbi)، که تیم‌هایش تمایل به نزدیکی بازیکنان به هم داشتند، با سبک بازی فرناندو دینیز (Fernando Diniz) در فلومیننزه برزیل آشنا شد. همیلتون این لحظه را «لحظه وضوح» خود می‌نامد. فلومیننزه، با بودجه‌ای متوسط، فراتر از انتظار عمل می‌کرد و در عین حال که مالکیت توپ را در اختیار داشت، سبک پوزیسیونیسم را اجرا نمی‌کرد، بلکه کاری «کاملاً متفاوت» انجام می‌داد. این بازی به نظر همیلتون، تکیه بر «شهود و خودانگیختگی کامل بازیکنان» داشت.

همیلتون با تحلیل دقیق بازی فلومیننزه، الگوهای مشترکی را کشف و جمع‌آوری کرد. او در نوامبر ۲۰۲۲ اصطلاح «رابطه‌گرایی» (Relationism) را معرفی کرد. این اصطلاح، ترجمه‌ای آزاد و گسترش یافته از مفهوم برزیلی *jogo functional* (بازی کارکردی) است که از دهه ۱۹۴۰ در فوتبال برزیل رایج بوده است.

رابطه‌گرایی چیست؟ تقدم رابطه بر جایگاه

همیلتون رابطه‌گرایی را «یک پارادایم فوتبال» یا یک لنز برای نظریه‌پردازی و توسعه بازی می‌داند. هسته اصلی رابطه‌گرایی این است: جایگاه بازیکنان تابعی از روابط و تعاملات آن‌هاست.

در حالی که پوزیسیونیسم از فضا به عنوان مرجع اصلی سازماندهی استفاده می‌کند، در رابطه‌گرایی، بازیکنان از طریق سیگنال‌ها و نشانه‌هایی که اغلب برای ناظران بیرونی قابل تشخیص نیستند، با یکدیگر حرکت می‌کنند و تعاملاتشان ساختار را به وجود می‌آورد.

«در رابطه‌گرایی، موقعیت تابعی از تعاملات و روابط بین بازیکنان است. بنابراین موقعیت در واقع در جایگاه دوم قرار دارد، بر خلاف مربیان ارتدوکس‌تر پوزیسیونیسم که موقعیت را در اولویت قرار می‌دهند.»

این فلسفه ریشه در فرهنگ فوتبال آمریکای جنوبی دارد؛ جایی که بازیکنان با بازی در خیابان (Street Football) و فوتسال (Futsal) مهارت‌هایی مانند توانایی بازی در فضاهای محدود، بداهه‌پردازی، و تصمیم‌گیری سریع و شهودی را کسب می‌کنند.

الگوهای تاکتیکی رابطه‌گرایی (Motifs)

همیلتون مجموعه‌ای از الگوهای تاکتیکی رایج در رابطه‌گرایی را شناسایی کرده است:

| اصطلاح (اسپانیایی/پرتغالی) | مفهوم فارسی | شرح تاکتیکی |
| :—: | :—: | :—: |
Toco y me voy | پاس بده و حرکت کن | حرکت فوری بازیکن پس از دادن پاس Tabela | وان-تو/پاس دیواری | بازیکن نیاز به هم‌تیمی دارد تا با او وان-تو کند (مانند تبادل ۱-۲ در انگلیسی)
Escadinha | پلکان | تشکیل خطوط مورب با ارتفاع فزاینده برای تسهیل حرکت توپ
Corta luz | قطع نور | شبیه به یک فریب یا دامی (dummy)، استفاده از فریب برای گمراه کردن مدافع. این حرکت نیاز به درک ۳۶۰ درجه از محیط اطراف دارد
Tilting | تمایل/انحراف | جهت‌گیری به یک سمت توپ، جمع شدن بازیکنان در نزدیکی توپ در یک طرف زمین
Defensive diagonal | مورب دفاعی | حرکت رو به داخل مدافع کناری در سمت مخالف (در پی «تمایل» تیم) برای پوشش فضا یا یارگیری و ایجاد نظم دفاع استراحت (Rest Defense)|
The yo-yo | یو-یو | زمانی که یک بازیکن میانی توپ را در هنگام «تمایل» دریافت می‌کند، به نقطه‌ای که توپ از آن آمده برمی‌گردد و توپ را به همان سمتی که در ابتدا تمایل داشت، بازمی‌گرداند. این کار حرکت دفاع را مختل می‌کند.

نکته کلیدی: تجمع بازیکنان در یک سمت زمین (Tilting) که اغلب مشاهده می‌شود، نتیجه تعاملاتی است که بازیکنان به دنبال آن هستند (مانند وان-توها) و نه دستوری صریح از سوی مربی، زیرا اجرای وان-تو در فواصل دور بسیار دشوار است.

مربیگری رابطه‌گرایی: تغییر نقاط مرجع

جیمی همیلتون در تمرینات خود در آیر یونایتد، مستقیماً از اصطلاحات «پوزیسیونیسم» یا «رابطه‌گرایی» استفاده نمی‌کند. او به جای دیکته کردن ساختار، نقاط مرجع ادراکی (Perceptual Reference Points) بازیکنان را تغییر می‌دهد.

در پوزیسیونیسم، مربی توجه بازیکنان را به ساختار کلی، فاصله از هم‌تیمی و زوایا جلب می‌کند. اما در رابطه‌گرایی، مربی تعاملات را پاداش می‌دهد. به عنوان مثال، همیلتون در یک بازی مالکانه امتیازی را برای یک وان-تو موفق در نظر می‌گیرد. این کار باعث می‌شود بازیکنان دیگر به این فکر نکنند که «من باید در گوشه منطقه باشم»، بلکه بپرسند: «اگر من حمل‌کننده توپ هستم، هم‌تیمی من کجاست؟ آیا زمان خوبی است که به حمل‌کننده توپ نزدیک شوم؟». این تغییر انگیزشی، به صورت طبیعی منجر به پاس‌ بده و حرکت کن و نزدیکی بازیکنان می‌شود.

همیلتون برای آموزش مفاهیم مانند «پلکان» (Escadinha)، بازی‌هایی طراحی می‌کند که در آن بازیکنان تشویق می‌شوند حرکاتی را انجام دهند که نیاز به درک ۳۶۰ درجه (360 Perception) دارد، مانند فریب (Dummy/Corta luz). او معتقد است اسکن کردن صرفاً حرکت دادن گردن نیست، بلکه تفسیر اطلاعاتی است که معنا دارند.

سیستم‌های ترکیبی و چالش‌ها در اروپا

همیلتون تأکید می‌کند که رابطه‌گرایی را به عنوان متضاد پوزیسیونیسم در نظر نمی‌گیرد، بلکه آن را یک ایده متفاوت برای بازی کردن می‌داند. او از استعاره «میز میکس» (Mixing Desk) استفاده می‌کند: هر سبک بازی مانند تنظیمات متفاوتی روی این میز است؛ با کمی تغییر، می‌توان از یک بازی پوزیسیونی به یک بازی رابطه‌گرا رسید، و ترکیبی از این دو (سیستم‌های هیبریدی) نیز امکان‌پذیر و جذاب است.

چالش‌های لیگ برتر (Premier League)
یکی از نگرانی‌های اصلی در مورد پیاده‌سازی رابطه‌گرایی در بالاترین سطوح اروپا، به‌ویژه لیگ برتر، آسیب‌پذیری در برابر ضدحمله است. در پوزیسیونیسم، حفظ ساختار، اجرای پرس متقابل (Counter-pressing) را آسان‌تر می‌کند. اما در رابطه‌گرایی، از آنجا که بازیکنان به دور توپ جمع می‌شوند (Tilting) و ساختار دفاعی از پیش تعیین‌شده‌ای مانند ۲-۳ ثابت ندارند، در صورت شکست پرس متقابل، فضاهای زیادی در پشت سرشان باز می‌ماند.

مربیان اروپایی مانند گواردیولا، که با دفاع‌های پیشرفته و سیستم‌های یارگیری مختلط مواجه هستند، نیاز به راه‌حل‌های سیال‌تری دارند.

ظهور رویکردهای ترکیبی

در واکنش به سیستم‌های دفاعی پیچیده، شاهد حرکت به سمت سیستم‌های سیال و انطباقی هستیم. مربیانی مانند ژابی آلونسو (Xabi Alonso) در لورکوزن، نمونه‌های بارز ترکیب این دو فلسفه هستند.

آلونسو در تیمش یک بنیاد پوزیسیونی قوی (به‌ویژه در خط دفاعی و میانی) ایجاد می‌کند؛ با حفظ نظم و کنترل فضا در ساخت بازی از عقب. اما او این ساختار را با پویایی رابطه‌ای متعادل می‌کند. او به بازیکنانش (مانند فلوریان ویرتز) آزادی عمل می‌دهد تا بر اساس ادراک موقعیتی تصمیم بگیرند و از مناطق خود خارج شوند تا ترکیب‌های سریع و سیال ایجاد کنند. این انعطاف‌پذیری به تیم اجازه می‌دهد تا بر اساس نیاز بازی، بین نظم پوزیسیونی و سیالیت رابطه‌ای جابجا شود.

مربیان دیگری مانند کارلو آنچلوتی در رئال مادرید و لیونل اسکالونی در تیم ملی آرژانتین، نیز به بازیکنان با ویژگی‌های رابطه‌گرا (مانند وینیسیوس جونیور و مسی) آزادی عمل بیشتری می‌دهند.

نتیجه‌گیری: رقص با شانس

رابطه‌گرایی صرفاً یک مفهوم تاکتیکی نیست، بلکه تلاشی برای مقابله با «یکنواخت شدن» (Homogenization) فوتبال است که عمدتاً توسط سیستم‌های اروپایی و منابع مالی کلان تغذیه می‌شود.

در حالی که پوزیسیونیسم سعی می‌کند شانس و عدم قطعیت را کنترل و محاسبه کند، رابطه‌گرایی «با هرج و مرج و شانس حرف می‌زند». همیلتون معتقد است که پوزیسیونیسم با شانس نبردی تعیین‌کننده دارد که در نهایت شکست خواهد خورد، زیرا شانس را به عنوان مشکلی می‌بیند که باید بر آن غلبه کرد، نه «شریکی زیبا، اسرارآمیز و ابدی که با آن برقصیم».

رابطه‌گرایی، با تأکید بر شهود، خلاقیت و تعاملات انسانی، یک راه جایگزین و متنوع برای دستیابی به فوتبال مالکانه و کنترلی ارائه می‌دهد. همانطور که جهان تاکتیکی توسعه می‌یابد، احتمالاً شاهد افزایش سیستم‌های سیال و انطباقی خواهیم بود که از مزایای هر دو فلسفه نظم و ارتباط، استفاده می‌کنند.

استعاره پایانی:
اگر پوزیسیونیسم مانند یک ماشین کارخانه مکانیزه باشد که وظیفه‌اش تولید یک محصول استاندارد با دقت حداکثری است رابطه‌گرایی شبیه به یک بازار محلی و شلوغ است که در آن تعاملات پویا، خلاقیت بداهه و فرصت‌های غیرمنتظره به صورت ارگانیک شکل می‌گیرند.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد تاکتیک های فوتبال و کسب بینش از مربیان در بالاترین سطح، سایت های فوراستادی 4STUDY.IR ، ساکر آکادمی، وبلاگ باشگاه و مدرسه فوتبال درفک البرز را  مطالعه کنید.

باشگاه و مدرسه فوتبال درفک البرز، به عنوان بهترین مدرسه فوتبال کرج تلاش دارد تا همگام با تمرینات بهترین آکادمی های فوتبال دنیا جلو رفته و استعدادهای بهتررا به فوتبال ملی و باشگاهی ایران معرفی کند. شما نیز می توانید عضو باشگاه درفک البرز شده و در مسیر حرفه ای شدن قدم بردارید.

پاسخ دهید