راهنمای مدیر ورزشی بودن

راهنمای مدیر ورزشی بودن
مونچی از تجربیات خود می گوید

سویا ۲۰۰۰-۲۰۱۷ و ۲۰۱۹-۲۰۲۳، رم ۲۰۱۷-۲۰۱۹، استون ویلا ۲۰۲۳-۲۰۲۵

هرگز تصور نمی‌کردم که مدیر ورزشی شوم.

من حقوق خواندم تا بتوانم وقتی از فوتبال بازنشسته شدم، به عنوان وکیل مشغول به کار شوم. همانطور که معلوم شد، همه چیز در زندگی حرفه‌ای من خیلی سریع پیش رفت، زیرا من خیلی جوان بازنشسته شدم. من از سال ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۹ دروازه‌بان سویا بودم و در فصل ۱۹۹۹/۲۰۰۰ نماینده تیم اصلی شدم.

روبرتو آلس، رئیس وقت سویا، در سال ۲۰۰۰ پیشنهاد داد که من مدیر ورزشی شوم. چرا؟ دلیل ساده‌ای داشت. من به عنوان نماینده تیم، به عنوان مسئول مطبوعاتی نیز فعالیت می‌کردم، سفرها را ترتیب می‌دادم و در جلسات با باشگاه‌های هواداران شرکت می‌کردم. روبرتو گفت: «حداقل این مرد ساعت‌های زیادی را برای باشگاه وقت می‌گذارد.»

 

وقتی او این نقش را به من پیشنهاد داد، واقعاً تمایلی به مدیر ورزشی بودن نداشتم و حتی مطمئن نبودم که این شغل شامل چه چیزهایی می‌شود. آن زمان بود که شروع به توسعه ایده‌ام کردم که بر دو چیز استوار بود: مدیر ورزشی بودن که بسیار به رختکن نزدیک باشد و ایجاد یک دپارتمان ورزشی تا حد امکان گسترده. و همه اینها بر اساس تجربیات قبلی من در فوتبال بود.

دو پایه اساسی برای هر چیزی که سعی در ایجاد آن داشتم وجود داشت که از تجربه من به عنوان بازیکن و سپس نماینده تیم ناشی می‌شد. من با این فرض اولیه شروع کردم که هر چه بازیکنان بیشتری را زیر نظر داشته باشید و هر چه بیشتر آنها را تماشا کنید، راحت‌تر می‌توانید به هدفتان برسید. و بنابراین، از همان ابتدا، وسواس زیادی برای ایجاد گسترده‌ترین بخش ورزشی ممکن داشتم تا بازار را در داخل و اطراف سویا زیر نظر داشته باشید. این چیزی است که من آن را نظریه دایره‌های متحدالمرکز می‌نامم – شما مناطقی را که ظرفیت جذب بازیکن دارید، پوشش می‌دهید و بر آنها تسلط دارید.

در سویا، من روی اصول اولیه تمرکز کردم – روی دانستن اینکه کجا هستم. من مدیر ورزشی تیمی با برند و جذابیت خوب، اما با منابع مالی محدود بودم. به همین دلیل بود که برای تماشای بازیکنان در لیگ برتر یا لیگ‌های فرانسه و ایتالیا نرفتم. در عوض، به دنبال مکان‌هایی بودم که می‌توانستیم بازیکن جذب کنیم، که آندلس و لیگ دسته دوم اسپانیا بود.

«باید در مورد هدفتان خیلی دقیق باشید، در غیر این صورت ممکن است وقتتان را تلف کنید.»

من همیشه این داستان را تعریف می‌کنم که اولین سفرم به خارج از اسپانیا با سویا، یک سال کامل پس از مدیر ورزشی شدنم، در آوریل ۲۰۰۱، اتفاق افتاد. ایده اولیه من این بود که در آنچه می‌توانم، استاد شوم و از آنجا رشد کردیم و یک دپارتمان ورزشی گسترده‌تر ایجاد کردیم.

پایه و اساس دیگری که برای من کلیدی بود – که آن را از دوران فوتبالم و تا حدودی به عنوان نماینده تیم نیز گرفتم – ایجاد یک دپارتمان ورزشی بود که به افرادی که در واقع بازی‌ها را می‌برند – یعنی سرمربی و بازیکنان – بسیار نزدیک باشد. چیزی بیش از این نیست. پیروزی متعلق به آنهاست، نه مدیر ورزشی، نه رئیس یا هر کس دیگری.

به خودم گفتم: «سعی می‌کنم به مربی و بازیکنان نزدیک بمانم.» اما چگونه؟ با حضور مداوم و مداوم، به عنوان یک پل، به طوری که مربی و بازیکنان من را هم به عنوان یک ابزار و هم به عنوان یک همراه در این سفر ببینند. این به معنای نزدیکی زیاد به آنها به عنوان انسان بود، نه فقط فوتبالیست، زیرا معتقدم وقتی حال فرد خوب باشد، بازیکن حرفه‌ای عملکرد بهتری دارد. در طول دوران حرفه‌ای‌ام به عنوان مدیر ورزشی، وسواس زیادی برای نزدیک ماندن به فرد و درک چالش‌های بازیکنان داشته‌ام، به طوری که تنها تمرکز آنها روی آماده شدن برای بازی‌ها، سخت‌کوشی، تمرین و زندگی روزمره باشد.

سویا با گذشت زمان رشد کرد، که به ما اجازه داد قلمرو بیشتری را پوشش دهیم. و وقتی رشد می‌کنید – از نظر برند، نتایج و امور مالی – شروع به گسترش می‌کنید. آن زمان بود که ما روش کار خود را در دو بخش برنامه‌ریزی کردیم که من آن را «بخش ناخالص» و «بخش خالص» می‌نامم.

در بخش «عمده»، کاری که ما انجام دادیم، نظارت بسیار دقیق بر تمام مسابقات و طبقه‌بندی آنها به سه سطح بود: لیگ A، لیگ B و لیگ C. این هیچ ارتباطی با سطح مسابقات نداشت، بلکه با استعدادیابی که باید در آن لیگ‌ها انجام دهید و توانایی شما در جذب بازیکن مرتبط بود. به عنوان مثال، در دوران حضورم در استون ویلا – تیمی با منابع قابل توجه – تمرکز استعدادیابی ما بر مسابقات لیگ A بود؛ لیگ برتر و چمپیونشیپ – در ژانویه 2024 مورگان راجرز را از میدلزبورو – و همچنین فرانسه، اسپانیا و آلمان – جذب کردیم.

زمان نیز بسیار مهم است، زیرا رقبایی وجود دارند، به خصوص اکنون که هر باشگاهی مدیر ورزشی دارد. در سویا، ما دنیل آلوز را در سال 2003 در مسابقات قهرمانی زیر 20 سال آمریکای جنوبی کشف کردیم.

روگای، جایی که ما تنها باشگاهی بودیم که برای این مسابقات معتبر شناخته شده بودیم. اکنون به همان مسابقات قهرمانی بروید و بیش از ۲۰۰ باشگاه معتبر وجود خواهد داشت. به همین دلیل است که کشف یک گوهر نادر که هیچ کس دیگری قبلاً ندیده است بسیار دشوار است و به همین دلیل است که باید در مورد هدف خود بسیار دقیق باشید، در غیر این صورت می‌توانید وقت خود را با نگاه کردن به چیزهایی که برای شما مفید نخواهند بود، تلف کنید.

“اگر فقط به غریزه خودم تکیه می‌کردم، او را جذب نمی‌کردیم”

همه چیز در فوتبال تغییر کرده است. امروز، یک بازیکن ۱۸ ساله ۵۰ میلیون یورو ارزش دارد، در حالی که آلوز فقط ۹۰۰۰۰۰ یورو برای سویا هزینه داشت. در آن زمان، هیچ Wyscout یا هیچ پلتفرم دیگری برای مشاهده بازیکنان وجود نداشت. نه کلان داده‌ای، نه هوش مصنوعی، نه نرم‌افزاری که بتوانید پروفایل یک بازیکن زیر ۲۰ سال را با ویژگی‌های مورد نظر خود انتخاب کنید و با یک کلیک، لیست طولانی از فوتبالیست‌ها را دریافت کنید.

در آن زمان همه چیز به کار میدانی مربوط می‌شد. شما باید ارزیابی می‌کردید که فکر می‌کنید کجا می‌توانید نوع بازیکنی را که به دنبالش هستید پیدا کنید. کدام بازیکنان در اروپا موفق می‌شدند؟ در آن زمان، بازیکنان با بالاترین عملکرد، آمریکای جنوبی بودند، بنابراین آنها هدف بودند – بازیکنان برزیلی، آرژانتینی و اروگوئه‌ای. با اینکه ما در سویا خیلی رشد می‌کردیم، نمی‌توانستیم بازیکنانی از لیگ اسپانیا، لیگ برتر یا سری آ جذب کنیم، زیرا آنها برای ما خیلی گران بودند. بنابراین به لیگ فرانسه روی آوردیم، زیرا فرانسه کشوری با توسعه قوی جوانان است، مدارس فوتبال خوبی دارند و بازیکنانی با ویژگی‌های فیزیکی خوب. همیشه مسئله جستجو و تصور این بود که کجا می‌توانید ارزان‌ترین و بهترین محصولات را پیدا کنید.

هر چیزی که در مورد یک بازیکن تجزیه و تحلیل و مطالعه می‌کنید به گزارش‌هایی منتقل می‌شود که دو بخش مهم و متفاوت دارند. یکی بخش عینی است، با تمام تجزیه و تحلیل‌های فنی، تاکتیکی و فیزیکی بازیکن. هیچ چیز نوآورانه‌ای در آنجا وجود ندارد، فقط داده‌ها و آنچه در زمین می‌بینید. سپس بخش ذهنی وجود دارد. این روزها شناخت جنبه ذهنی بسیار آسان‌تر است، زیرا با رسانه‌های اجتماعی می‌توانید بازیکن را بررسی کنید تا به شما در پروفایل کردن او کمک کند. می‌توانید ببینید که آیا آنها بازیکنی هستند که به مهمانی می‌روند، چگونه به پیروزی یا شکست واکنش نشان می‌دهند و آیا در ارسال عکس بسیار فردگرا هستند یا خیر. با نگاه کردن به رسانه‌های اجتماعی آنها، چیزهای زیادی وجود دارد که به شما امکان می‌دهد به سرعت تشخیص دهید که یک فوتبالیست در زندگی شخصی خود چگونه است.

قبل از رسانه‌های اجتماعی، ساختن این پروفایل ذهنی خیلی بیشتر به من بستگی داشت. من مسئول صحبت با بازیکن، خانواده‌اش، مربی‌ای که با او کار کرده بود یا هر کسی که او را به خوبی می‌شناخت، بودم.

با گزارش‌های بازیکن، باید به افرادی که با آنها کار می‌کنید اعتماد کنید. این همان اتفاقی بود که وقتی کارلوس باکا را از کلاب بروژ برای سویا جذب کردیم، افتاد. اگر فقط به غریزه خودم تکیه می‌کردم، او را جذب نمی‌کردیم، زیرا برای تماشای بازی او در بازی مقابل اندرلخت رفتم و عملکرد تهاجمی او ضعیف بود. اما من به افرادی که با آنها کار می‌کردم اعتماد داشتم، کسانی که او را در بازی‌های بسیار بیشتری دیده بودند؛ خوشبختانه، چون اشتباه می‌کردم و باکا به یکی از بهترین خریدهای ما تبدیل شد.

بارها و بارها می‌گویم، خریدهای خوب یا بد وجود ندارد، بلکه عملکرد خوب یا بد وجود دارد. به همین دلیل هماهنگی با سرمربی ضروری است. بزرگترین شکست‌ها در مورد خریدها، زمانی که عملکردها انتظارات را برآورده نمی‌کنند، معمولاً ناشی از ناتوانی در جذب بازیکنی است که مربی واقعاً به آن نیاز دارد.

“وقتی تیمی بازیکنانی ندارد که با سبک مربی مطابقت داشته باشند، غیرممکن است که اوضاع درست پیش برود”

اگر مربی یک مهاجم قدرتمند بخواهد که پشت به دروازه خوب بازی کند و در هوا خوب باشد، اما مدیر ورزشی یک مهاجم فوق‌العاده بیاورد که بیشتر یک بازیکن پیوند دهنده با ویژگی‌های دیگر باشد، بعید است که آن بازیکن عملکرد خوبی داشته باشد. کلید برنامه‌ریزی خوب توسط یک مدیر ورزشی، هماهنگی کامل با مربی و توانایی مدیر ورزشی در تفسیر نیازهای مربی است.

من همچنین معتقدم که اولین قدم برای شکست یک مربی در یک باشگاه، برنامه‌ریزی بدون صحبت با مدیر ورزشی است. من نمی‌گویم که مربی باید نام بازیکن مورد نظر خود را تعیین کند، زیرا اغلب این انتقال می‌تواند برای یک باشگاه غیرممکن باشد. اما باید ارتباط خوبی بین این دو وجود داشته باشد، زیرا مدیر ورزشی باید مشخصات بازیکنی را که مربی به آن نیاز دارد، بداند.

در اینجا، من از مثال مارسلینو گارسیا استفاده می‌کنم که تحسین زیادی از او دارم. او فقط شش ماه سرمربی سویا بود زیرا من نتوانستم تیمی را که نیازهای او را برآورده کند، جمع کنم. وقتی تیمی بازیکنانی ندارد که با سبک مربی مطابقت داشته باشند، غیرممکن است که اوضاع درست پیش برود.

سپس خریدهایی وجود دارد که خوب از آب در می‌آیند.

در پست‌هایی که واقعاً برای آنها قرارداد نبسته بودید. شگفت‌انگیزترین مورد برای من خولیو باپتیستا بود. وقتی خولیو را جذب کردیم، به دنبال یک بازیکن شماره شش بودیم، همان پستی که او در سائوپائولو بازی می‌کرد. وقتی او به سویا آمد، ما بازیکنی نداشتیم که بتواند پشت مهاجم بازی کند. مربی، خواکین کاپاروس، او را در آن پست قرار داد و او در طول دو فصل 50 گل برای سویا به ثمر رساند. البته این یک مورد بسیار خاص بود. این اتفاق خیلی زیاد نمی‌افتد.

وقتی صحبت از رابطه مدیر ورزشی با مربی می‌شود، اولاً مهم است که مدیر ورزشی مجوز مربیگری نداشته باشد. به این ترتیب شما رقیب مربی نیستید. ممکن است احمقانه به نظر برسد، اما اینطور نیست. ثانیاً، باید کاری کنید که مربی ببیند که آنها مهمترین دارایی هستند، زیرا برای من مهمترین شخصیت در یک تیم، سرمربی است. یک مربی خوب، بازیکنان خوب را به بازیکنان بسیار خوب و بازیکنان بسیار خوب را به بازیکنان عالی تبدیل می‌کند. این اونای امری است – او همه بازیکنان را بهتر می‌کند.

شما باید اونای را درک کنید، او را بشناسید و بدانید که چگونه کار می‌کند. رابطه من با او از روی قدردانی است، اگرچه لحظات سختی هم داشته‌ایم، زیرا هر دو شخصیت‌های قوی داریم. آیا این چیز بدی است؟ برای من نه. در واقع کاملاً برعکس.

“داشتن پول بیشتر برای جذب بازیکن چیزی را تغییر نمی‌دهد”

وقتی اونای به پاری سن ژرمن رفت، سعی کرد مرا با خود ببرد، سپس وقتی به آرسنال رفت نیز سعی کرد مرا با خود ببرد، و وقتی به استون ویلا رفت، مرا با خود برد. ما زوج خوبی بودیم زیرا او من را می‌شناسد و من او را می‌شناسم. اما مهمتر از همه، در همکاری ما، موفقیت به او بستگی زیادی داشت، زیرا اونای یک مدیر برتر است.

همچنین درک این نکته مهم است که کار یک مدیر ورزشی فقط مربوط به خرید بازیکنان نیست – آکادمی جوانان نیز بخشی از آن است. مدیریت ورزشی جامع است و بنابراین آکادمی باید کاملاً در فوتبال حرفه‌ای ادغام شود. خوب است که آکادمی با تیم اصلی تداوم و ادغام داشته باشد – از روی اعتقاد، نه از روی اجبار. روش کار تیم اصلی باید در آکادمی گنجانده شود و این امر باعث می‌شود که بازیکنان راحت‌تر بتوانند این ایده‌ها را عملی کنند.

در زمان حضور ما در سویا، خسوس ناواس، کارلوس مارچنا، سرخیو راموس، خوزه آنتونیو ریس، دیگو کاپل و بسیاری از بازیکنان جوان مهم را داشتیم. فروش آنها سود سرمایه‌ای ایجاد کرد که به ما اجازه داد تا پول را دوباره در سایر بازیکنان سرمایه‌گذاری کنیم تا سطح را حفظ کنیم.

مونچی از سال 2023 تا 2025 به عنوان رئیس عملیات فوتبال در استون ویلا کار کرد.
روش کار من در رم یا استون ویلا تغییر نکرد، زیرا من استخدام شدم تا رویکرد سویا را به آن باشگاه‌ها بیاورم. تنها تفاوت در رم این بود که یک مدیریت ورزشی وجود داشت که به شدت به داده‌ها، به کلان داده، اعتقاد داشت. و من قبلاً در مورد آن فکر کرده بودم، بنابراین برای من راحت‌تر بود که با همان ساختار سازگار شوم و همان ساختار را حفظ کنم.

استون ویلا باشگاهی با منابع مالی بیشتر از سویا یا رم است و رقابتی بسیار دشوارتر است که در آن باید مشخصات بازیکن ایده‌آل برای لیگ برتر، به خصوص برای اونای، را بدانید. زیرا در لیگ برتر، سلسله مراتب متفاوت است – مربی رئیس است. سرمربی تیم اول، مدیر کل است و بقیه ما در سلسله مراتب پایین‌تر از آنها هستیم.

اما از نظر کار، یکسان است. تنها کاری که باید انجام دهید این است که مناسب‌ترین مشخصات بازیکن را برای فوتبال انگلیس و مهمتر از همه، برای مربی خود پیدا کنید. داشتن پول بیشتر برای جذب بازیکن چیزی را تغییر نمی‌دهد. وقتی در استون ویلا تصمیم می‌گرفتم، آنها همیشه تا حد امکان با آنچه مورد نیاز بود، همسو بودند.

“رهبری نمی‌تواند مبتنی بر مطلق‌گرایی، خویشاوندسالاری یا دیکتاتوری باشد”

من در سه تیمی که به عنوان مدیر ورزشی کار می‌کردم، از همین مدل پیروی کردم. بدیهی است که بسته به شرایط هر باشگاه و رقابت، تغییراتی ایجاد کردم، اما همیشه سعی کردم به همان روش و بر اساس سه ستون اساسی که در این شغل برای من مهم هستند، کار کنم.

اولین مورد، داشتن یک جهت واحد است. همه بخش‌های باشگاه باید در یک مسیر حرکت کنند. بسیاری از پروژه‌ها به دلیل رابطه بد بین مربی و مدیر ورزشی، یا بین مدیر ورزشی و رئیس، یا بین مدیر ورزشی و مدیر آکادمی شکست خورده‌اند. رک و راست می‌گویم: دشمن باید کسی باشد که رنگی غیر از رنگ شما پوشیده است.

دومین رکن، برنامه‌ریزی است. این با داشتن یک نقشه راه همراه است. شما باید در مورد آنچه می‌خواهید شفاف باشید. یک نقشه راه داشته باشید که بتوانید آن را تغییر دهید، اما با در نظر گرفتن یک هدف. در دوران حرفه‌ای‌ام، همیشه وقتی سعی کرده‌ام بر اساس فشار تصمیم بگیرم، اشتباه کرده‌ام، زیرا این امر شما را به کار نامنظم سوق می‌دهد. ممکن است یک بار نتیجه بدهد، همانطور که برای ما در سویا اتفاق افتاد، وقتی که پس از رفتن سرخیو راموس، ایویکا دراگوتینوویچ را به خدمت گرفتیم، اما معمولاً تقریباً همیشه اشتباه می‌شود. در فوتبال نمی‌توانید بداهه‌پردازی کنید.

 

و ستون سوم، گروه کاری است. پیش از این، به امضای قرارداد باکا اشاره کردم. ما او را امضا کردیم زیرا افرادی در اطرافم بودند که به او اعتقاد داشتند. بنابراین، اگر می‌خواهید رهبری یک گروه را بر عهده بگیرید، باید کاملاً واضح باشید که رهبری نمی‌تواند مبتنی بر مطلق‌گرایی، خویشاوندسالاری یا دیکتاتوری باشد. رهبری باید مبتنی بر اعتماد باشد. این بدان معناست که به همه اجازه دهید کار خود را انجام دهند، به آنها فضای فعالیت بدهید و به آنها اجازه دهید تصمیمات خود را بگیرند.

یک سال از زمانی که سمت مدیر ورزشی خود را در استون ویلا ترک کردم می‌گذرد و از آن زمان به بعد بر کارم به عنوان رئیس سن فرناندو، یک باشگاه کوچک در استان کادیز، تمرکز کرده‌ام. اگرچه درست است که حجم کار بسیار سبک‌تر است، اما من کسی هستم که ۱۰۰ درصد به هر کاری که انجام می‌دهم متعهد هستم. با این حال، هر از گاهی، هنوز پیام‌هایی از افرادی دریافت می‌کنم که به من بازیکن پیشنهاد می‌دهند یا از کسی در یک باشگاه که از من در مورد یک فوتبالیست سوال می‌کند – درخواست‌هایی که خوشحال می‌شوم به آنها پاسخ دهم.

اگرچه گاهی اوقات دلم برایش تنگ می‌شود، اما در کوتاه‌مدت و میان‌مدت، دوران من به عنوان مدیر ورزشی برای همیشه تمام شده است. و در درازمدت؟ این سوالی است که هنوز جوابش را نمی‌دانم. فقط زمان مشخص خواهد کرد.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد تاکتیک های فوتبال و کسب بینش از مربیان در بالاترین سطح، سایت های فوراستادی 4STUDY.IR ، ساکر آکادمی، وبلاگ باشگاه و مدرسه فوتبال درفک البرز را  مطالعه کنید.

باشگاه و مدرسه فوتبال درفک البرز، به عنوان بهترین مدرسه فوتبال کرج تلاش دارد تا همگام با تمرینات بهترین آکادمی های فوتبال دنیا جلو رفته و استعدادهای بهتررا به فوتبال ملی و باشگاهی ایران معرفی کند. شما نیز می توانید عضو باشگاه درفک البرز شده و در مسیر حرفه ای شدن قدم بردارید.

 

پاسخ دهید